عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠١ - فصل چهارم حد شرب خمر
ترجمه:
١٣- اگر كفّار يكديگر را با القاب بد خوانده يا برخى از بعضى ديگر به امراض تعبير نمايند تعزير نمىشوند مگر آنكه از وقوع فتنه و آشوب خائف باشيم كه در اين صورت براى دفع آن ايشان را تعزير مىكنند.
١٤- در تأديب كودك از ده تازيانه نبايد تجاوز كرد و همچنين است مملوك.
١٥- هركسى واجبى را ترك يا حرامى را مرتكب شود طبق آنچه حاكم مصلحت ببيند او را تعزير مىكنند منتهى اگر آزاد باشد تعزيرش بمقدار حدّ احرار و در صورتى كه عبد باشد به ميزان حدّ عبيد نبايد برسد.
١٦- كسى كه به وجود مقدّس نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله يايكى از ذوات مقدّسه ائمه عليهما السّلام سبّ ودشنام دهد واجب است او را بكشند اگر چه در كشتن وى از امام عليه السّلام اذن نگيرند مشروط به اينكه از كشتن او بر نفس يا مال خود يا مؤمن ديگر خوف و هراسى نداشته باشيم.
١٧- كسى كه ادّعاء پيغمبرى مىكند قتلش واجب است.
١٨- و همچنين كسى كه در نبوّت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله شك نمايد بايد كشته شود مشروط به اينكه ظاهرا مسلمان باشد.
١٩- ساحر را بايد كشد در صورتى كه مسلمان باشد و اگر كافر بود بايد تعزيرش نمايند.
٢٠- كسى كه مادر ماجده پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله را قذف كند مرتد بوده وبايد او را كشت و اگر توبه كرد توبهاش مقبول نيست مشروط به اينكه ارتدادش فطرى باشد.
فصل چهارم: حدّ شرب خمر
آنچه جنس آن مست نمايد حتّى تناول يك قطرهاش حرام و نامشروع مىباشد و همچنين است آب جو و حرمت ايندو مسلم و قطعى است اگر چه با غير خودشان ممزوج شده باشند.
و همچنين عصير عنبى وقتى به غليان آمد و اشتداد پيدا نمود حرام مىگردد مشروط به اينكه دو سوّمش نرفته و نيز به سركه منقلب نشده باشد.